تعریف موفقیت از زبان ارل نایتینگل

تعریف موفقیت

چه کسی موفق می‌شود؟ تنها کسی موفق می‌شود که یک هدف ارزشمند را درک کرده و  به‌صورت تدریجی به سمت آن حرکت می‌کند. کسی که می‌گوید من می‌خواهم آن را به دست بیاورم و سپس برای به دست آوردن آن حرکت می‌کند.

به شما می‌گویم که افراد موفق چه کسانی هستند. یک معلم مدرسه موفق است زیرا همان کاری را انجام می‌دهد که می‌خواسته انجام دهد. زنی که مادر و همسر خوبی است موفق است زیرا می‌خواسته یک مادر و همسر خوب باشد. یک فرد موفق یک مدیر پمپ‌بنزین است زیرا می‌خواسته مدیر یک پمپ‌بنزین باشد. موفق یک فروشنده است که تصمیم گرفته است یک فروشنده سطح بالا باشد و سازمان خود را ارتقا دهد.

فرد موفق کسی است که کاری را انجام می‌دهد که خودش خواسته آن کار را انجام دهد. و به همین دلیل در حال انجام آن کار است. از هر ۲۰ نفر فقط یک نفر این وضعیت را دارد.

به همین دلیل امروزه عملاً هیچ رقیبی برای هیچ‌کس وجود ندارد. مگر اینکه خودمان برای خودمان رقیب بتراشیم.. ۲۰ سال است به دنبال پاسخ کلیدی این سؤال هستم که برای نسل بشر چه اتفاقی افتاده است؟ مدت‌هاست به دنبال کلیدی هستم که بدانم آیا این امکان وجود دارد که بتوانیم به‌صورت دقیق تشخیص دهیم در آینده چه اتفاقی برای ما خواهد افتاد؟ آیا کلیدی وجود دارد که اگر افراد از آن آگاه باشند و آن را به کار ببرند مطمئن باشند که موفق خواهند شد؟

خوب چنین کلیدی وجود دارد و من آن را پیدا کرده‌ام. آیا تابه‌حال به این موضوع فکر کرده‌اید که چرا بعضی از افراد بسیار سخت و طولانی‌مدت کار می‌کنند اما به نتایج خوبی نمی‌رسند. اما افراد دیگری هستند که مقدار کمتری کار می‌کنند و کمتر سختی می‌کشند اما به نتایج بسیار بیشتری می‌رسند؟ آیا آن‌ها یک قدرت جادویی دارند؟ این ضرب‌المثل را شنیده‌اید که فلانی دست به خاکستر می‌زند طلا می‌شود؟ به این دقت کرده‌اید که افرادی که موفق هستند همواره به موفقیت خود ادامه می‌دهند و موفق‌تر و ثروتمندتر می‌شوند. کسانی که شکست‌خورده هستند و دچار مشکل هستند همواره بیشتر شکست می‌خورند و با مشکلات بیشتری مواجه می‌شوند? دلیل آن هدف است. بعضی از ما هدف داریم و برخی نداریم.

کسانی که هدف مشخصی دارند موفق می‌شوند. چون می‌دانند که به کدام سمت باید حرکت کنند. یک کشتی با امکانات کامل و برنامه‌ریزی‌شده و بسیار مهیا را در نظر بگیرید که اسکله را ترک می‌کند. کاپیتان و خدمه این کشتی دقیقاً می‌دانند که به کجا می‌خواهند بروند و از چه مسیری باید به آنجا برسند. تقریباً در تمام موارد این کشتی به هدف خود می‌رسد.

 

عجیب ترین راز جهانحالا بیایید یک کشتی دیگر را دقیقاً مشابه کشتی قبلی با همان امکانات در نظر بگیریم. یک نفر را به‌عنوان کاپیتان روی این کشتی قرار دهیم. حالا اگر به این کاپیتان هیچ مقصدی را اعلام نکنیم و هیچ هدف و مسیری را برای او مشخص نکنید صرفاً موتور کشتی را روشن کنیم و به او اجازه دهیم که حرکت کند. فکر می‌کنم با من هم‌عقیده هستید که اگر بخواهد اسکله را ترک کند احتمالاً یا با یک جزیره برخورد می‌کند و یا دچار بادهای مخالف می‌شود. به‌هرحال شکست می‌خورد. دلیل آن هم این است که هیچ هدف و مسیر مشخصی ندارد.

وضعیت ما انسان‌ها هم دقیقاً به همین شکل است. به‌عنوان‌مثال یک فروشنده را در نظر بگیرید. فروش از بهترین مشاغل دنیا برای کسب درآمد است. به‌شرطی که فروشنده خوبی باشید و بدانید به کجا می‌خواهید برسید. هر شرکتی به فروشندگان رده‌بالا نیاز دارد و به آن‌ها پاداش‌های خوبی می‌دهد. تنها مرز پیشرفت آن‌ها آسمان است اما چند نفر را می‌توانید پیدا کنید که تا این حد پیشرفت کند؟

یک نفر زمانی به من گفت که نژاد بشر کاملاً ثابت است. این نژاد بر مبنای جلوگیری قدرتمندان از برنده شدن نیست بلکه بر مبنای جلوگیری ضعیف‌ها از شکست خوردن است. اقتصاد امروز امریکا شبیه یک کاروان در زمان جنگ است. تمام اقتصاد به‌قدری ضعیف و کند شده است که بتواند کندترین و ضعیف‌ترین حلقه اقتصادی خود را حفظ کند. درست مثل وقتی‌که یک کاروان حرکت می‌کند. آن‌قدر کند حرکت می‌کند که کوچک‌ترین و کندترین بخش آن هم بتواند همراه با کاروان حرکت کند.

به همین دلیل ساختن یک زندگی جدید بسیار ساده است. استعداد و توانایی خاصی نمی‌خواهد که یک زندگی جدید تشکیل دهیم و یک خانواده را ازنظر مالی حمایت کنیم. ما یک سطح امنیت حداقلی برای همه داریم. اگر به دنبال این سطح امنیت حداقلی باشیم کار ساده‌ای در پیش داریم. اما سؤال اینجاست که چقدر می‌خواهیم از این سطح حداقلی امنیت بالاتر رویم؟

حالا بیایید به عجیب‌ترین راز جهان برگردیم. داستانی که می‌خواهم امروز درباره آن با شما صحبت کنم. چرا انسان‌های دارای هدف موفق می‌شوند و آن‌هایی که هدف ندارند شکست می‌خورند؟ بگذار چیزی را به تو بگویم که اگر آن را واقعاً درک کنی زندگی تو را به‌صورت فوری تغییر خواهد داد.

اگر آنچه را که از این به بعد می‌خواهم بگویم به‌صورت کامل درک کنی زندگی تو هرگز مانند آنچه تاکنون بوده است نخواهد بود. ناگهان متوجه می‌شوید که فرصت‌ها و شانس‌های بسیار خوبی به سمت شما جذب می‌شوند. به نظر می‌رسد آنچه می‌خواهید برای شما مهیا می‌شود و از این به بعد دیگر مشکل، گرفتاری، نگرانی و اضطراب که قبلاً تجربه می‌کردید را نخواهید داشت. شک، ترس، اضطراب و همه این‌ها به گذشته تعلق خواهد داشت.

این کلید موفقیت د رزندگی و کلید شکست است. ما به چیزی تبدیل می‌شویم که به آن فکر می‌کنیم. بگذارید دوباره آن را تکرار کنم. ما به چیزی تبدیل می‌شویم که به آن فکر می‌کنی. م در تمام طول تاریخ، مردان و استادان بزرگ، فیلسوفان و پیامبران با یکدیگر در بسیاری از چیزهای مختلف موافق نبوده‌اند. تنها در این مورد است که آن‌ها به‌صورت کامل به توافق رسیده‌اند..

زندگی هر فرد چیزی است که افکار او آن را می‌سازد. هر چیزی امکان‌پذیر است به‌شرط آنکه انتظار آن را داشته باشید. من با تمرکز طولانی خود را به این باور رسانده‌ام که داشتن یک هدف معین و حرکت در جهت آن بدون مقاومت درنهایت باعث رسیدن به هدف می‌شود. هیچ‌چیز نمی‌تواند در برابر آن مقاومت کند.

رالف والدو امرسون گفته است: هر کس همان چیزی است که در طول روز مرتب به آن می‌اندیشد. ویلیام جیمز می‌گوید: بزرگ‌ترین کشف نسل من این است که انسان می‌تواند زندگی خود را با تغییر نگرش زندگی ذهنی خود تغییر دهد. او ادامه می‌دهد: تنها لازم است خونسرد باشیم و به شکلی رفتار کنیم، گویی آنچه را که می‌خواهیم به واقعیت تبدیل شده است. انگار که هدف ما با زندگی ما ارتباط برقرار کرده و به‌زودی در زندگی ما خود را نشان خواهد داد.

در جای دیگری می‌گوید: اگر به‌اندازه کافی روی نتایج متمرکز شوید شما به‌طورقطع به آن‌ها خواهید رسید. اگر بخواهید ثروتمند شوید، ثروتمند خواهید شد. اگر بخواهید چیزی را یاد بگیرید، یاد می‌گیرید. و اگر بخواهید انسان خوبی باشید، انسان خوبی خواهید بود. تنها باید آن‌ها را واقعاً و واقعاً بخواهید و آرزوی واقعی شما باشند. ضمناً باید فقط و منحصراً آرزومند آن‌ها باشید نه اینکه در کنار آن‌ها صدها چیز دیگر را هم با همان اندازه و قدرت بخواهید و آرزو کنید.

در انجیل چنین آمده است: اگر باور کنید، همه آنچه را که به آن باور دارید برای شما ممکن است. این یکی از قوانین مهم جهان است که کاش آن را در جوانی کشف می‌کردم. این قانون که در سنین بالاتر کشف کردم یکی از بزرگ‌ترین قوانین و کشفیات من است. این قانون بسیار بزرگ و مهم به‌صورت ساده و خلاصه این‌طور مطرح می‌شود که، اگر به موارد منفی فکر کنید نتایج منفی خواهید داشت و اگر به موارد مثبت فکر کنید نتایج مثبت را کسب خواهید کرد. این یک حقیقت ساده بر مبنای قوانین موفقیت و شکوفایی فردی است. به‌عبارت‌دیگر می‌توان گفت باور کنید و موفق شوید.

 

ویلیام شکسپیر این موضوع را به این شکل بیان می‌کند: ترس‌های ما به ما خیانت می‌کنند و باعث می‌شوند ما آنچه را می‌توانیم به دست آوریم به دلیل ترس از اقدام کردن از دست بدهیم. جورج برناردشاو این‌طور می‌گوید: مردم همیشه شرایط را برای آنچه اکنون در آن قرار دارند سرزنش می‌کنند، من به شرایط اعتقادی ندارم. انسان موفق کسی است که بلند می‌شود و به دنبال شرایط مناسب می‌گردد و اگر آن شرایط را پیدا نکرد شرایط مناسب را برای خودش ایجاد می‌کند.

خوب این کاملاً مشخص است. این‌طور نیست؟ هرکس برای مدتی این موضوع را بررسی می‌کند احساس می‌کند اولین کسی است که این موضوع را کشف کرده است. ما به آنچه فکر می‌کنیم تبدیل می‌شویم.

به همین دلیل است که کسی که به یک هدف مشخص و ارزشمند فکر می‌کند در حال رسیدن به آن است. زیرا ما به چیزی تبدیل می‌شویم که به آن فکر می‌کنیم.

برعکس کسی که هیچ هدفی ندارد و همه افکار او را پریشانی ترس و اضطراب تشکیل می‌دهند باید به همان چیزی که تبدیل شود که به آن فکر می‌کند. زندگی او تشکیل می‌شود از ترس اضطراب و نگرانی و اگر به هیچ‌چیزی فکر نکند، به هیچ‌چیزی دست پیدا نخواهد کرد.

 

این مطلب بخشی از کتاب عجیب ترین راز جهان نوشته ارل نایتینگل است که به صورت کامل ترجمه و به صورت الکترونیک منتشر شده است.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.

Shopping Cart